سفارش تبلیغ
صبا ویژن




























کانون مطالعاتی خانه توانگری


نوشته شده در دوشنبه 91/2/18ساعت 12:38 صبح توسط سوده کهرام نظرات ( ) | |

دکتر شیری دوباره اقدام به برگزاری شب نشینی های بهاره معنای زندگی کردن و یاد بهار 89 می افتم که چه شب هایی بود و چه معناهایی گرفتم واسه سفر زندگیم، اون معناها بود که باعث شد تو روزای سخخخخخت زندگی کم و نیارم و بی معنا نشم، هر وقت طاقتم کم می شد سری می زدم به خلاصه نوشته هام از اون روزا
http://jahadstudingunit.parsiblog.com/Posts/278/
http://jahadstudingunit.parsiblog.com/Posts/279/
http://jahadstudingunit.parsiblog.com/Posts/280/
http://jahadstudingunit.parsiblog.com/Posts/281/
http://jahadstudingunit.parsiblog.com/Posts/282/
 و نیرو و امیدی دوباره می گیرم، هنوزم سر می زنم ...
این روزای قشنگ اردیبهشت که دوباره داره جلسات برگزار می شه من قسمت ندارم باشم، چون خدا کلاه تقدیرمو انداخته پژوهشکده ستاره شناسی و فیزیک کاربردی دانشگاه تبریز، قسمتم تبریزه و اردیبهشت قشنگش 

اونا که میرن جای منم خالی کنن و اگه از کساییکه تو وبلاگ می نویسه کسی هست که بره تو رو خدا خلاصه جلساتو بنویسه که هم ما بخونیم، هم این وبلاگ از خاک خوردگی نجات پیدا کنه . . .

یا حق


نوشته شده در یکشنبه 91/2/17ساعت 2:30 عصر توسط سوده کهرام نظرات ( ) | |

 

خداروشکر که توفیق یار بود و در برنامه آقای دکتر شیری و حجة الاسلام برمایی شرکت کردیم.
جای سمیرا و سارا موسوی خیلی خالی بود، امیدوارم هرجا هستن موفق و سلامت باشن
 زهرا حیدری هم قرار بود بیاد که متأسفانه! نشد!


موضوع برنامه در مورد رنج و درس هایی که از رنج امام حسین(ع) میگیریم!

طبق معمول برنامه رو آقای برمایی شروع کردند و آقای دکتر شیری هم در ادامه همراه شدند

با شعری از حیدر منصوری

آسمان آهسته می بارید بغضی ساده را
کاروان ، خورشید می پاشید ، عرض جاده را
صوت قرآن غریبی ، دشت را پر کرده بود
بر فراز نیزه می بردند قرآن زاده را
دست و پای نیزه را بستند بر روی شتر
تا نبندد قامت بیمار او سجاده را
دور می کردند از دامان پُر مهر پدر
دختران خردسال دل به بابا داده را
کاروان ! گامی مرو ! گویا کسی جا مانده است
ساربان ! سیلی مزن این کودک افتاده را   ...

مهمترین رنج عاشورا اسیری اهل بیت است و کاروانی که بعد از کربلا به راه افتاد، کاروان اسرای کربلا!

حجت الاسلام برمایی

اصلاً رنج برای چیست؟
بعد از هر رنجی قرار است به هرکس برحسب جایگاه او درجه ای داده شود
این رنج همان آزمایش است، ولی بغضی وقت ها از پس این آزمایش بر نمی آییم و می پرسیم چرا من؟!
و کلاً سئوال این است که چرا آدم خوب باید آزمایش شود؟! چرا حسین بن علی باید این چنین آزمایش شود؟! چرا کاروان بعد از واقعه عاشورا نیز متحمل رنج می شود؟!

مهمترین مسئله در مواجهه با رنج مسئولیت پذیری است، همه آدم ها از مواجهه با رنج فرار می کنند
واقعه عاشورا ما را به مسئولیت انسان بودن سوق می دهد
برای درک واقعه عاشورا باید امام و یارانش را خوب بشناسیم تا در این مسیر دچار خرافات نشویم

اسطوره و اسوه

چرا از یک فرد اسطوره می سازیم؟!
به دلیل عدم شناخت از فرد، دور دیدن خود از او و اینکه اهل تلاش نیستیم

اما اسوگی کار سختی است

پیامبرانی که در قرآن از آن ها یاد شده ملموس تر از پیامبران در گفتار هستند
اسطوره نیاز به شناخت دارد

قرن هاست که می خواهیم به جای تلاش و مسئولیت پذیری با حسین بن علی میان بر بزنیم و به خواسته هایمان برسیم و به دلیل عدم مسئولیت پذیری همه چیز را به دست قسمت!!!سپرده ایم!
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم

ما دینداری را کنار گذاشتیم و فقط دین داریم یعنی از دین نماز و روزه و هیئت و... را انجام می دهیم و یاد نگرفتیم به جای هیئت رفتن و تعزیت حسین داشتن حسینی زندگی کنیم
(یادم افتاد محرم پارسال ماشینی از کنارم رد می شد که رانندش مردی با پیراهن مشکی و ریش، صدای نوحه ماشینش هم میومد همینکه خواست بپیچه تو کوچه یه ماشین دیگه پیچید جلوش، و این آقای راننده شروع کرد به فحش دادن!
 یادمه پارسال هم برنامه حسینی بودن و حسینی شدن دکتر شیری رو می رفتم تو دلم گفتم حسینی باش!)

دکتر شیری

در واقعه عاشورا می توان نوح بود و دربدری در طوفان کشید
می توان حسین بود و به خاطر مسئولیت، جان و امنیت خود را از دست داد
فقط یک ساده لوح است که از مسئولیت زندگی با دین یا دانش می خواهد بگریزد
هر جایی که سخن از مسئولیت پذیری است، به شکل ناخودآگاه و کهن الگویی پیوستگی با حسین بن علی فراهم می آید
حضرت حسین تمام دلایل عافیت اندیشی را با برهان قدرتمند خود پس زد
امام حسین(ع) تا آخرین گام مسئولیت پذیر بود

واقعه عاشورا واقعه هر روز تکرار شونده ماست، می توان حسینی بود یا یزیدی!
حر بن یزید ریاحی فرمانده لشگر مسدود کننده راه حضرت به سمت کوفه بود ولی این فردیت را داشت که در مواجهه با نور پذیرای نور باشد، حر فردیت خود را قربانی حماقت جمعی نکرد چون نخواست مثل جماعت فکر کند و به اندیشه و شعور خود متکی بود
زُهیر از طرفداران عثمان بود و از اردوی حسینی دوری می جست اما در برابر مغناطیس انسان کامل مثل پلاستیک عمل نکرد

وقتی نور بزرگان به انسان ها می خورد، بعضی گوهر وجودیشان نمایان می شود و بعضی پلیدیشان!
امام حسین(ع) به اندازه دینداری هر کس با او حرف می زد
امام به همه به یک اندازه نگاه می کند ولی هرکس بسته به فردیت، فهم، دینداری و شجاعت خود نور جذب می کند
در دینداری خفته ما باید شوق و جسارت باشد تا نور جذب کنیم

حسین بن علی نمی خواست آنطور که می خواهی شوی می خواست به انسان کامل بودن نزدیک شوی
اسطوره ها درون ناخودآگاه ملتی هستند
اسوه کسی است که آدرس دارد، شعار اسوه این است که باید به انسان کامل بودن نزدیک شوی

چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است . . . و در آن ذکر هم جای خدا خالیست

به سبک حسین زندگی کردن سخت و گاه بر خلاف میل است
وقتی انسان کامل دچار رنج می شود نمی گوید چرا من؟! انسان کامل به استقبال رنج می رود چون می داند رنج باعث بزرگ شدن انسان می شود
اما ما انسان ها وقتی ایمان ورزی می کنیم خودمان بزرگ می شوین نه خدایمان

افراد اردوی مقابل حسین بن علی کسانی هستند که الآن هم می توان دید
به میزان زلال نبودنمان با جامعه( یکی به میخ و یکی به نعل می زنیم) معلوم می شود که در کدام اردو به سر می بریم

امام حسین(ع) در مواجهه با رنج چگونه می اندیشد و عمل می کند؟
در چیدمان ذهنی حسین بن علی فال و پیشگویی جایی ندارد
ثانیه ای تردید نکرد
عقلانی برخورد کرد
نامه ها و افراد را بررسی کرد
مانند یک رهبر سیاستمندانه عمل کرد
حسین بن علی در مقابله با رنج فهمیده نشدن، بی غیرتی ، کوتاهی اندیشه مردمان زمان خود قیام کرد
کس دل به اختیار به مهرت نمی دهد ...
هر چه جلوتر می رود تنها تر می شود
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ . . .  چرا که تو وعده کرده ای و او به جا آورد (حافظ)
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش (مولوی)

مهم این است که در مواجهه با رنج بفهمیم که سهم ما از این رنج چه بوده
وقتی از شدت رنج در لحظه ای قرار می گیریم که فکر می کنیم کسی رنج ما را نمی فهمد، باید کار خود را کنیم و فهم خود را به کار گیریم

کار مردان روشنی و گرمی است . . .  راه پَستان دونی و نامردی است

امام حسین (ع) موقع جنگ، قبل از اینکه به او تیغ بکشند با آنها حرف میزد و به آنها می گفت شما مرا می شناسید، حتی در لحظات آخر هم از تلاش برای هدایت دست بر نداشت
هنر حسینی بودن این است که
هیچ جا از حق دست نکشیم
کربلای فعلی خود را رصد کنیم و ببینیم در اردوی حسینی هستیم یا اموی
مسئولیت شیعه این است که برای خود و دیگران کاری کنی

 


نوشته شده در سه شنبه 90/9/15ساعت 8:16 عصر توسط سوده کهرام نظرات ( ) | |

   1   2   3   4   5   >>   >
Design By : Pichak